تقریبا همگان شناخت واحدی از تورم دارند که عمومیترین تعریف آن افزایش بیرویه و مداوم سطح قیمتها و کاهش ارزش پول ملی و قدرت خرید مردم است، اما به زبان تخصصیتر تورم یعنی عدم تناسب سرعت پول در گردش با تقاضای کل و حجم پول در گردش با عرضه کالا و خدمات که مهمترین عامل آن نابرابری در عرضه و تقاضای کل در سطح کشور می باشد…

رشد و الگوهای توسعه ای
رشد در لغت عبارتست از هرگونه افزایش در حد میزان مولفه ای به عبارتی افزایش میزان تولید ، رشد تولید گویند. در بیان اقتصادی، رشد را بهصورت افزایش شاخصهای کمی اقتصاد نظیر تولیدناخالص ملی و درآمد سرانه نبست دورهای به دوره دیگر تعریف میکنند.
شومپیتر رشد را تغییرات آرام و تدریجی در شرایط اقتصادی بلندمدت که در نتیجه افزایش تدریجی در نرخ پس انداز ها و جمعیت ایجاد می شود، می داند .رشد متضمن معنای بسیط زیرساخت اقتصادی است. توسعه در کنار مفاهیم افزایش درآمد سرانه، کاهش تورم و رشد تولید، مواردی چون توانمندسازی جامعه با محور قرار دادن انسان را در نظر دارد و مستلزم شکوفایی همه ابعاد حیات انسانی است.
دو نکته درباره مفاهیم رشد و توسعه قابل بحث است؛ نخست بهدلیل حیطه گسترده تعریف توسعه، میتوان یک وظیفه حساس و اصلی را برای آن درنظر گرفت و آن عبارتست از هماهنگ کردن ابعاد مختلف رشد. نکته دوم آنست که رشد، بیشتر مسائل مادی را شامل میگردد در حالیکه توسعه درپی تحقق آن است که رشد مادی انسان در خدمت تعالی و رفاه وی باشد.
توسعه یک فرآیند بسیار پیچیده است که لازمه آن جامعنگری در طراحی و بهینگی نهادها درجهتدهی فرآیندها است. اتخاذ سیاستها در فرآیند توسعه حساس است زیرا یک تصمیم میتواند متضمن نتایج مختلف در بخشهای متفاوت جامعه باشد. استیگلیتز نوبلیست اقتصادی و معاون بانک جهانی با بیان انتقاداتی از توصیههای یکسان این بانک به کشورهای در حال توسعه بدون در نظر گرفتن اقتضائات ساختاری و نهادی این کشورها، این الگوهای توسعه ای کشورهای توسعه یافته نه تنها آنها را به توسعه اقتصادی نرسانید بلکه مشکلات این کشورها را حادتر و بر خلاف منافع کشورهای فقیر و در حال توسعه عمل کرده است. وی معتقد است تعامل سازنده عوامل نهادی میتواند راهگشای موفقیت فرآیند رشد اقتصادی باشد.
به عقیده استفان درکان متخصص حوزه توسعه بینالملل”استاد و مدیر مرکز مطالعات اقتصاد آفریقای دانشگاه آکسفورد” در کتاب Gambling on Development، کشورهای موفق در مسیر توسعه، سیاستهای ترکیبی بسیار متفاوتی را دنبال کردهاند، برخی از این دولتها بر مدیریت پسانداز داخلی و عدهای دیگر بر سرمایهگذاری خارجی تمرکز داشتهاند، برخی هدف خود را بر صادرات و برخی دیگر توسعه زیرساختهایی مانند آموزش همگانی و بهداشت هدف خود قرار دادهاند.
وی معتقد است نسخهای واحد برای توسعه وجود ندارد که بتوان با اطمینان گفت برای همه کشورها کار میکند وتعهد بخش نخبه هر جامعه به ایجاد توسعه اقتصادی پیششرط اصلی توسعه است…
***